سيد محمد دامادى
242
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
« مغرور سياه گليم » تعبيرى است كه « نجم الدّين رازى » در « مرصاد العباد » براى شيطان به كار برده است : « آن مغرور سياه گليم ( - شيطان ) را كه وقتى بفضولى به اجازت دزديده به قالب آدم در رفته بود و به چشم حقارت در ممالك خلافت او نگرسته و خواسته كه در خزانهء دل آدم نقبى زده ، ميسّر نشد . . . » [ مرصاد العباد / 51 « چاپ شمس العرفاء » و ص 86 چاپ محمّد امين رياحى ] . در بيت : آرى چه شَوَد ، اگر بشويد * لطفِ تو گليمِ خاكسارى اشارتست به آيهء شريفهء « إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ، أَبى وَ اسْتَكْبَرَ . . - و چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند ، همه سجده كردند مگر شيطان كه إبا و تكبّر ورزيد [ قرآن كريم سورهء 2 ( بقره ) آيهء 34 ] كه مفسّران ، چند قول در معنى سجدهء آدم ، ذكر كردهاند : اوّل آن كه سجده براى آدم بود به معنى تعظيم و تكريم . دوم آن كه سجده براى خدا بود و آدم قبله بود نظر به آن كه سجدهء عبادت براى غير خدا جايز نيست . سوم آن كه سجود به معنى لغوى است يعنى انقياد و خضوع نه معنى شرعى آن كه روى بر خاك نهادن و يكى از اركان نماز است و جلال الدّين محمّد در بيان سجدهء فرشتگان بر آدم ( ع ) گويد : . . . چون مَلَك ، انوارِ حق در وى بيافت * در سجود افتاد و در خدمت شتافت [ مثنوى 1 / 1247 ] فرشتگان ، آدم را سجده كردند براى آن كه نور خدا را از وى طالع ديدند پس مسجود ملائكه بود ، ولى به لحاظ مظهريّت حق تعالى . چه دانش و بينش آدم ، مستفاد از علم خدا بود ، زيرا حقّ وى را تعليم كرد و معنى تعليم در اين مورد - افاضهء علم و به وديعه نهادن حقايق موجودات است بر دل آدم و در وجود وى و معنى لغوى و عرفى آن مراد نتواند بود .